خرید بک لینک
از حکيمي پرسيدند: معني زن چيست؟ با تبّسم گفت: لوحي از شيشه است که شفّاف بوده و باطنش را مي تواني ببيني. اگر با مدارا او را لمس کني درخشش افزون مي شود و صورت خود را در آن مى بيني اما اگر روزي آن را شکستي جمع کردن شکسته هايش بر تو سخت مى شود اگر احياناً جمعش کردي که بچسباني بين شکسته هايش فاصله مي افتد و هر موقع دست به محل شکستگي بکشي دستت زخمي ميشود. زن اينچنين است پس آن را نشکن. + نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۶ساعت 7:56&nbsp توسط من |

برچسب: نویسنده: رضا اسدیان تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 13:48

پیراهنت در باد تکان میخورد

 

 

این تنها پرچمی است که

 

 

دوستش دارم...!!!

برچسب: نویسنده: رضا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 7:14

وقتی تنهاییم، دنبال دوست میگردیم.

پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش میگردیم.

وقتی که از دستش دادیم، در تنهایی، دنبال خاطراتش میگردیم و باااز تنهاییم ....!!!

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۶ساعت 11:35&nbsp توسط من |


برچسب: نویسنده: رضا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 7:14

تازه فهمیدم چرا پشت سر مرده ها آب نمیریزند 

 

چون دنیا ارزش برگشتن نداره .....

برچسب: نویسنده: رضا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 7:14

چشم نگذار....

آنقدر دورم که

با شمردن همه اعداد هم

پیدایم نمی کنی!!!!.

 

برچسب: نویسنده: رضا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 7:14

اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ... دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او آنگاه که مهر می ورزی مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیا میکند ... پس خود را گناهکار مبین من عیسی نامی را می شناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد ... و تنها یکی سپاسش گفت!!! من خدایی می شناسم كه ابر رحمتش به زمین و زمان باریده ... یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر !!! پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند ... از تو برای مهربانیت قدردانی می کنند. پس از ناسپاسی هایشان مرنج و در شاد کردن دلهایشان بکوش... که این روح توست كه با مهربانی آرام میگیرد تو با مهر ورزیدنت بال و پر میگیری ... خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد ... پس به راهت ادامه بده دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند ... تو به پاس

برچسب: نویسنده: رضا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 7:14

گاهی بخشیدن واقعا سخت است . مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ی "ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻏﺮﻭﺭ له ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺑﮕﻮﺋﯽ: " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " با ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ : ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ میتوانی ﺟﺒﺮﺍﻥ کنی؟ چه ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ؟ گاهی ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ کاری ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ، نیست ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ انتظار ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ شخصیت ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ نمی ﺷﻮﺩ آدمها را بفهمیم دل، آلزایمر نمی گیرد + نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۶ساعت 13:12&nbsp توسط من |

برچسب: نویسنده: رضا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 7:14

روزهای رفته زندگی را ورق میزنم چه خاطراتی که زنده نمیشوند چه روزها که دلم میخواست تا ابد تمام نشود چه روزها که هر ثانیه اش یک سال گذشت چه فکرها که ارامم کرد چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود چه لبخندهایی که بی اختیار برلبانم نقش بست چه اشکهایی که بی اراده از چشانم سرازیر شد چه آدمها که دلم را گرم کردند وچه آدمها که دلم را شکستند چه چیزها که فکرش را هم نمیکردم وشد چه آدمها که شناختم و چه آدمها که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان وچه........ وسهم من از این همه , یادش بخیر میشود کاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد از جنس خدا آرامشی که هیچگاه تمام نشود..... + نوشته شده در شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 15:6&nbsp توسط من |

برچسب: نویسنده: رضا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 7:14

بودنی که باعث رنجش خاطر شود چه سود امده ایم ارامش خلق کنیم اگر بخواهیم هر چند وقت ب چند وقت همدیگر را غذاب دهیم پس چه نیاز به بودن گاهی هم خوب است ب خودت رجوع کنی میگویی ترکم کرد فراموشم کرد و رفت اما نمیخواهی دنبال علتش بگردی علتی که اگر فکر کنی میبینی مسببش خودت بودی و بس ..... خدا رو شکر که با نبودم انس گرفت کسی که میگفت همیشه نگرانم که تو را از دست بدهم ...

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 11:16&nbsp توسط من |

برچسب: نویسنده: رضا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 7:14

ساکت نیستم لب هایم هم نسوخته است تنها تمام ِ من تاول زده از آشی که نخورده ام …

برچسب: نویسنده: رضا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 7:14

صفحه بندی